تبليغاتX
کلبه
  

 

 

هميشه دلم ميخواد اون احساسي كه توي درونمه صادقانه

روی کاغذ بیارم 

 

 

 رفته بودم به سفر يادت هست ؟

 

 دور بوديم از هم 

 

 گاه اندوه جدايي ها را مي فرستادي برايم با پست 

 

 پاسخ تو اما ...

 

پاكتي بود پر از دلتنگي 

 


 

 

 

قدم ميزنم در كوچه پس كوچه هاي شهر پر از سكوت
يك روز سرد و بي روح پاييزي يك دل عاشق  ولي تنها و دلتنگ
با كوله باري از غم وغصه و يك سوال بي جواب !
قدم ميزنم و به سرنوشت خويش ميانديشم
و باز در يك روز پاييزي دلم بد جور  براي تو تنگ شده است


دلم براي اون دل بي وفايت تنگ شده

نميدانم چرا ولي بد جور دلم هواي  تو را كرده  ...
يك روز سرد پاييز.. يك نميكت خالي .. و برگهاي زردي كه بر زمين ميريزند...!
يك بغض غريب در گلويم.. يك احساس بر باد رفته در وجودم ..  يك روياي محال در خيالم ..  با پاهاي خسته و دلي نا اميد از اين زندگي همچنان  قدم ميزنم با همان دل شكسته و دلتنگ ..
دستان خالي ام ..قلبي پر از آرزو در دل اما نااميد ..
دلم خيلي گرفته است و دلتنگ تو هستم ..
بيا و با حضورت دستان گرمت را در دستان سردم بگذار
و پاييز سردم را بهاري كن   

 

 


 

مي ترسم ! خيلي مي ترسم !

حتما مي پرسي از چي ؟.....
خب معلومه... از بي تو بودن ...بي تو موندن 

ميدوني از بس كه فكر كردم ممكنه برات تكراري شده باشم خسته شدم...


از بس كه فكر كردم ممكنه حرفهاي قشنگت آزمايشي باشه براي من خسته شدم ..

و از خيلي چیزهاي ديگه خسته شدم


اي كاش همه چيزها واقعي بود ..

اي كاش مي تونستم صداقت تورو توي حرفهات بسنجم .

متاسفم عزيزم

ميدونم الآن بازم ازحرفام عصباني ميشي

و دلت ميخواد يه كتك مفصل منو بزني 


و اينم ميدونم  كه  حرفهام خيلي پراكنده هستن


ولي باورکن من نمي دونم چرا هر وقت انگشتام

 دكمه هاي كيبورد رو  لمس مي كنه 

حرفهام به بيراهه مي ره ...


حالا كه گفتم بذار تا آخرش بگم..
ميدوني به چي زياد فكر ميكنم و چي ديووونه م  ميكنه
تصوررفتن و دل سپردنت به يكي ديگه....
اينكه روزي بايد تو رو به يكي ديگه بسپرم
فقط خدا ميدونه كه اين فكر منو تا به كجاي جنون ميكشونه
ميدونم هيچ حقي ندارم اما  از طرفي هم نمي تونم تحمل كنم ..

به خدا دلم مي لرزه و فرو مي ريزه  و آرزوي مرگ ميكنم

خيلي احساس خستگي مي كنم دلم مي خواد فرار كنم ..

 مي خوام به يه جاي دور برم .. دوره  دور
 دلم ميخواد اونجا ذهنم خالي بشه .. پاك بشه 
و تو بهتر
ازهركسي ميدوني كه چرا دلم ميخواد فراموش كنم

كه بودم و كه هستم 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 12:50  توسط رويا |