![]() |
![]() |
|
|
بودن دستان تو در دست سردم بهترين ميهمانيست گفتن عشق بيش از حد تکراريست وگر از عشق نگويم. گم شدن در مه سرد ... رد شدن از ته خط ... و دگر هيچ نگويم که همه ويرانيست
* * * *
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 31 شهریور1385ساعت 11:40 توسط رويا |
|
|
خاكستري هميشه مثل يك آه روي آرزوهايم سايه انداخت .. آرزو هايي كه بر دل ماند.. خيلي وقت است كه از رفتنت ميگذرد . اما حس غربت هنوز در گريبانم نشسته و من اينجا در تنهاترين كنج يك خلوت با قطره اي اشك خاطراتت را مرور ميكنم
اي عزيزترين ..عاشق ترين.. موندني ترين ..اي هميشگي
قسم به هر آنچه زيباست
و قسم به خالق زيبايي ها که دوستت دارم
بيشتر از اونچه فکر كني دوستت دارم
و بيشتر ازاونچه باور داري عاشقتم
بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم
و بيشتر از هر ديوانه اي مجنونتم
عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو
لحظه هام مفهومي جز تاريكي و سياهي ندارن!
دوستت دارم چون ميدونم تو هم منو دوست داري ،
دوستت دارم چون قلبت پر از محبت و مهربونیه
تنها آرزوم اينه كه سالم و سربلند باشي و جز اين
از خداي خودم هيچ آرزويي ندارم
عزيزم دنيا خيلي بزرگه ،
اين دنيا پر از عاشق و معشوقه ، پر از ليلي و مجنونه ،
اما همه عاشقا يك طرف، و تو يك طرفه ديگه!
مهربونم دوستت دارم خيلي دوستت دارم ،
آنقدر دوستت دارم كه دلم میخواد از این دوست داشتن بمیرم
مستم از تو و با تو پرازاميدم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 14:1 توسط رويا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
علی ×× تنهایی من × مردشب میلاد مهدی آرش حسین و دوستان عاشقان مادر یکی مثه من سامان فرشته عزیز مهسا جون |
|
RSS
|