تبليغاتX
کلبه

 

 

 

 

 

بگذار در مقابل تو بگريم تا اشکهايم حسرت نوازش تو را

 

 

به گور آرزوها نسپارند.

 

 

بگذار کنارت باشم 

 

 

بگذار مال تو باشم.

 

 

بگذار تو هم مال من باشي و دنيا مال ما.

 

 

 اگر تو نبودي دلم هواي كه ميكرد؟ 

 

 

اگر تو نبودي فضاي خاطره ام عطر ياد كه را داشت؟

 

 

كدام واژه به جاي تو ورد لب مي شد؟

 

 

 اگر تو نبودي دل غمديده را چه كس ميبرد؟

 

 

 كدام خنده مرا جان تازه اي مي داد؟

 

 

كدام بغض غريبانه گريه سر مي داد؟

 

 

 اگر تو نبودي به شوق كه آغاز مي توانستم؟

 

 

 بمان بمان كه اگر تو بماني بهار خواهد ماند 

 

....................

 

نبودنت مرگ منه

 


 

 

 

 

 

 

سلام مهربان من .

دلم برايت تنگ شده است . چقدر ؟ نمي دانم. فقط مي دانم  دلتنگت هستم

اين روزها جاي خاليت بهانه ي هق هق ناتمام من شده است...

   ...

گاهي وقتي فكر مي كنم كه چقدر دوستت دارم، خودم هم مي ترسم...


نميدانم  چرا لحظه هاي نبودنت نمي گذرند...

خسته شدم از روزهاي نبودنت.

از اين تكرار كسالت بار بي تو بودن...

نه!... قرار نبود از غم بگويم...
قرار بود سختي ها مال من باشد...

انتظار، غم نبودنت، دلتنگي، تشويش... همه سهم من... 
قرار نيست تو از ناراحتي ها چيزي بداني...

آرامش و شادي و لبخند سهم تو..

لازم نيست تو از غم ها با خبر شوي...

فقط كافي ست لبخند بزني... تمام غم ها آب مي شوند...

 

                    تو بخند

 

 

           تمام ترانه ها فداي يك لبخند تو...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 8:48  توسط رويا |